شمس الدين محمد بن محمود آملي
39
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بعدى از عالم غيب ، و هر بعدى علت قربي بعالم شهادت تا وقتي كه حجب متراكم شد و بعد آن حضرت مستاصل گشت و صلاحيت عمارت اين عالم در وى تمام شد . پس حكمت در تعيين چهل صباح باخلاص كه شرط صحت خلوتست آن باشد كه بر عكس ترتيب اول بهر صباحى حجابي مرتفع شود و قربي بديد آيد تا بوجود چهل صباح حجب چهل گانه مرتفع و منكشف شود . و از آداب خلوت آنست كه تخليص نيت از شوايب طلب اغراض دنيوى و اغراض اخروى كرده از سر صدق و ضراعت متوجه قبله بنشيند و تا تواند در حالت جلوس بر هيئة تشهد بود و با خود چنان تصور كند كه در حضرت عزت نشسته است و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنجا حاضر باشد تا بقيد وقار و احترام و ادب مقيد بود ، و پيوسته در آن خواهان باشد كه ظاهر و باطن در هيبة عبادت و نعت عبوديت و كسوت موافقت احكام الهى مستعد نزول فيض نامتناهى گردد . و أهل خلوت را گاه گاه در اثناء ذكر و استغراق در آن حالتى اتفاق افتد كه از محسوسات غايب شود و بعضى از حقايق امور غيبى بر ايشان كشف شود ، چنان كه نايمرا در حالت نوم ، و متصوفه آن را واقعه خوانند و گاه بود كه در حال حضور بىآنكه غايب شود اينمعنى دست دهد آن را مكاشفه خوانند . و واقعات بعضى صادق باشند و بعضى كاذب همچو منامات أما مكاشفات هيچ يك كاذب نباشند ، و شرط صحت واقعات دو چيز است : يكى استغراق در ذكر و غيبت از محسوسات ، دويم وجود اخلاص و تجريد سر از ملاحظه اغيار . فصل دهم [ در سماع و آداب آن ] در سماع و آداب آن ، بدانكه از جمله مستحسنات متصوفه يكى سماعست قال بعض المشايخ : السماع مستحب لأهل الحقايق ، مباح لأهل النسك و الورع ؛ مكروه لاصحاب النفوس و الحظوظ . و أكثر علماى دين بنابر آن كه اين رسم در عهد خاتم النبيين و زمان صحابه و تابعين معهود نبود انكار كردهاند از بدعت شمردهاند و متصوفه گويند بر